احمدعلی نظری در طول مدت نمایندگی اش خدمات خوبی را در عرصه ی عمرانی و اقتصادی داراب انجام داد. هر چند تعدادی از پروژه های زمان او نیمه تمام ماند و پس از سال های زیادی به بهره برداری رسید. احمدعلی نظری در مقایسه با دیگر نمایندگان داراب به نسبت کارنامه بهتر و سالم تری داشت. مردی پاک باز، که در جنگ یک چشمش را نیز از دست داده بود و نمایندگی برای او نه نانی داشت و نه آبی. ازدواج مجددش در آن سال ها وجهه اجتماعی اش را نیز تا اندازه ای مخدوش کرد. احمدعلی در دوران پس از نمایندگی اش رفته رفته به انزوا رفت و سرانجام در تنهایی خود جان سپرد.
اما چرا با وجود وجهه مقبول نظری، دور بعد نمایندگی مجلس به او (یا بهتر بگوییم به حزب اللهی ها) نرسید؟
شایعات و جوسازی ها هنوز ادامه داشت.
کمتر کسی می تواند در برابر تبلیغات سوء سربلند بیرون آید. به خصوص هنگامی که حریف از احساسات و اعتقادات یک جامعه سنتی بهره جوید. شاید تنها خاتمی بود که در این دوران توانست از سوء تبلیغات حریف نردبانی بیابد برای صعود. نه این که خاتمی از این شایعات استفاده کند، که این تبلیغات خود پلی شدند ناخواسته برای عبور اصلاح طلبان. اقتدارگرایان فکر این را نکرده بودند که نه جامعه جوان ایران آن قدرها در بند سنت مانده است و نه بدی خاتمی آن مقدار قابل باور است.
خاتمی شخصیتی کاریزماتیک داشت. همراه با لبخندی جذاب و سخنانی فراموش شده و برآمده از دل مردم و قانون اساسی. تهمت ها و شایعات نیز با این موارد همراه شدند تا خاتمی در میان مردم چنین لقب بگیرد: سید مظلوم
اما سنت واقعا به درد راستی های آن زمان داراب خورد. آیت الله نسابه کسی بود که جامعه داراب روی اسم او قسم می خورد. چه راست و چه دروغ حزب اللهی ها مخالف نسابه نام گرفتند. اما آیا این چنین بود؟ حزب اللهی ها به خصوصیاتی متهم شدند که حریفشان خیلی بیشتر از آنها این خصایص را به دوش می کشید.
اما تفنگ شایعه در دست راستی های آن زمان بود.
ادامه خواهد داشت ...
محل تجمع حزب الهی ها مسجدی بود در قبرستان قدیمی داراب به نام امیرالمومنین. این مسجد حالا به نام مسجد صحرای پوشنج معروف است. مسجدی که از طرف راستی های آن زمان به مسجد ضرار شهرت یافت. (مسجد ضرار مکانی بود که منافقین برای توطئه چینی علیه پیامبر اسلام (ص) بنا کردند که بعدها به دستور پیامبر اسلام ویران شد) خود حزب الهی ها نیز به باند عقرب شهرت یافتند.
حزب الهی ها هیچ وقت از این شایعات و القاب امان نیافتند. القاب و شایعاتی که بیش از هر چیز بیانگر نوع تفکر و روحیه ی جوساز و تخریب گر راستی های آن زمان بود.
حزب الهی ها هر چه بودند هدفشان برایشان مقدس بود و بهای زیادی هم برای اهدافشان می دادند. اکثر آنها در دوران مبارزه با رژیم شاه زندانی، تبعید و شکنجه شده بودند و در جنگ هم عرصه را خالی نگذاشته بودند. امروز پس از سال ها هنوز عکس چندین تن از این حزب الهی ها بر دیوارهای این مسجد نمایان است.
آنها شهید شده اند.
سال ها گذشت و این بار احمدعلی نظری بود که بر کرسی نمایندگی مجلس داراب نشست.
احمدعلی حزب الهی بود.
ادامه خواهد داشت...
اول نگاهی به انتخاب هایمان در هفت مجلس گذشته بیاندازیم
4- حسین رشیدی
6- جواد اطاعت
نگاهی اجمالی و تحلیلی به چند مورد از این انتخاب ها که بیشتر از بقیه اعماق ذهنمان را مشغول می کنند، بد نیست. هر چند از آن انتخاب ها سال های زیادی می گذرد و کم کم برای عموم به خاطراتی محو تبدیل می شوند و تنها برای آنانی که از نزدیک درگیر ماجراها بودند هنوز سوسو می زنند.
شاهرودی و نظری
شاهرودی از جلوداران طیفی بود که در آن سال ها در مقابل گروه های چپ گرای داراب صف آرایی کردند.
(از این پس در این مبحث چپ گرایان داراب را حزب الهی ها و جناح مقابلشان که متشکل از شاهرودی و ... بودند را راستی های آن زمان می نامیم.)
حزب الهی های داراب انقلابیونی بودند که اکثرا خط مقدم جبهه ی انقلاب را در داراب تشکیل می دادند. البته حضور افراد دیگری که بعدها با اختلاف عقیده ی شدید از این جبهه جدا شدند را نباید نادیده گرفت. ولی اکنون بحث ما در مورد کسانی است که مستقیم و غیرمستقیم با رهبران مذهبی انقلاب در تماس بودند. حزب الهی ها آنهایی بودند که بعدها در حماسه دوم خرداد نیز جلودار این جبهه در داراب شدند. هر چند عقایدشان در این سال ها بسیار متفاوت تر از گذشته جلوه می نمود. عقاید تندی که بیشتر باعث منزوی شدن آنها در سال های قبل از دوم خرداد 86 شده بود. این عقاید را می توان متاثر از روحیه انقلابی گری ای دانست که در مبارزات سیاسیشان علیه طاغوت به همراه داشتند. ولی اکنون به نظر می رسد حزب الهی ها اصلاح طلب شده اند همان گونه که دانشجویان فاتح لانه جاسوسی آن زمان رهبران جبهه ی اصلاحات کنونی هستند.
اختلافات راستی های آن زمان با حزب الهی ها چیزی بیش از یک اختلاف عقیده بود. اختلافاتی که حتی منجر به تبعید و بازداشت چندی از حزب الهی ها نیز شد.
اما این بار نوبت حجت الاسلام شاهرودی بود تا انتخاب شود و حزب الهی ها بیش از پیش تحت فشار قرار گیرند...
ادامه خواهد داشت...
این روزها جامعه مطبوعات در غم از دست دادن پدری عزیز مبهوت است.
احمد بورقانی عضو هیات رئیسه مجلس ششم و معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اول خاتمی بود.
بررسی انتخابات و نامزدهای نمایندگی مجلس در داراب
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجا داراب است
در این شهر چه خبر است
به نظر می رسد بر خلاف ظاهر آرام و ساکن شهر خبرهایی نیز باشد
بالاخره زیر یخ های رودخانه های منجمد هم آبی جریان دارد
فعلا بیشترین و بلندترین صدایی که به گوش می رسد همهمه ی موتورسواران بیقرار شهر است
اما این وظیفه ی ماست که صداهای دیگری نیز از این شهر آرام بشنویم
گوش کنید...
دقت کنید...
باز هم صداهایی را می شنوید
آری
صدای ناله می آید
صدای ناله ی کیست؟
هر که هست انگار بدجوری دارد لگدمال می شود
شاید...
"صدای ناله ی فرهنگ می آید
صدای ناله ی فقر و پریشانی
صدای بی وجود ناله ی عمران
صدای بی وجود ناله ی انسان
صدای ناله های فقر عمرانی
صدای ناله های فقر فرهنگی
...
صدای ناله می آید..."
نظرات و پیشنهادات خود را از ما دریغ نکنید
همچنین مطالب و مقالات خود را می توانید برای درج در این وبلاگ به پست الکترونیکی وبلاگ ارسال کنید